خسته شدم

00:00 / 00:00

اورا که میزدن
کسی وای هم نگفت


دوماه پیش چنان سیلی بدی خوردم
که هست بر رخم انگار ضربتی تازه


من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم
بر سر خادمه سربار شدم خسته شدم
با تن سوخته تب دار شدن خسته شدم
من از این دست به دیوار شدن خسته شدم

آثار مرتبط

پیمایش به بالا